تلفن تماس : 05135411722      09157607106     09371889859  telegram6

حمام هایی پر از بخار

از یك ساعت قبل از اذان صبح كه بوق حمامی زده می شد تا دم دمای غروب وقت بود تا خلق الله وسایل حمامشان را بریزند توی بقچه و راه بیفتند طرف حمام عمومی محل كه آبی به تنشان بزنند.

با اینكه ظاهرا حمام را برای شست وشو و نظافت تن می ساختند اما سازندگان و معماران حمام باید خیلی كاربردهای دیگر را هم در نظر می گرفتند؛ آن زمان ها حمام محل تراشیدن موی سر، رنگ كردن ریش و حجامت هم بود. خیلی از دختر پسندیدن ها، خواستگاری ها و احتمالا مراسم حنابندان بعدی در حمام اتفاق می افتاد.

روز عروسی، خانواده عروس و داماد به حمام دعوت می شدند و در عزا، فك و فامیل نزدیك فرد از دنیا رفته در روز پنجم سوگواری، خانواده عزادار را به حمام می بردند و عزا را در می كردند.

این روزها نه كسی صدای بوق حمامی را می شنود و نه كسی توی كوچه با بقچه حمام و لپ های گل انداخته دیده می شود.

شاید كمتر كسی بداند كه ایرانی ها بیشتر از ۳هزارسال پیش توی شهرهایشان حمام عمومی داشته اند و احتمالا اولین حمام تاریخ را جمشید پادشاه پیشدادی ایران ساخته است.

مطالبی درباره حمام های قدیمی

در حمام های عمومی قدیمی، فضاها طوری پشت سر هم چیده می شد تا ناخودآگاه یك مسیر منطقی را طی كنی؛ بعد از سر در حمام، یك راهرو افراد را به فضای سربینه می برد كه از نظر دما خیلی نزدیك به فضای بیرون بود. بعد یك راهرو قرار داشت كه هوایش كمی گرم تر از سربینه بود و در آخر گرمخانه بود كه از تمام فضاهای دیگر گرمتر بود.

شست وشوی بدن و حمام كردن برای ایرانی ها علاوه بر پاكیزه كردن تن و دفع چرك، یك آیین مذهبی هم بوده. در تمام ادیان پیش از اسلام از مهرپرستان گرفته تا زرتشتی ها غسل كردن یكی از شرط های شركت در مراسم بوده، این است كه نه تنها در یك جایی مثل كاخ شاهی تخت جمشید نشانه هایی از حمام پیدا می كنند بلكه باستان شناس ها، بعد از كلی جست وجو به این نتیجه رسیدند كه ساخت حمام های عمومی از عهد هخامنشی در همه شهرهای ایران رایج بوده است.

غسل كردن چه به صورت واجب و چه به صورت مستحب، به مناسبت های مختلف به مسلمان ها سفارش شده، به همین خاطر بعد از اسلام، شاهان ایرانی و البته آدم های خیر، شهرهای ایرانی را پر كردند از حمام های عمومی تا جایی كه در شهری مثل اصفهان فقط در عهد صفوی ۱۵۲ حمام عمومی ساخته شد.

هركه دارد امانتی موجود/ بسپارد به بنده وقت ورود / نسپارد، اگر شود مفقود / بنده مسئول آن نخواهم بود

این ۲ بیت شعری بود كه تا چند دهه پیش موقع داخل شدن به حمام های عمومی، بالای سر اكثر حمام ها می دیدید. وقتی توی حمام های عمومی لباس هایتان را در می آوردید، حمامی یك پلاك كه به حلقه كشی آویزان بود به تان می داد. روی پلاك، شماره كمدی كه لباس هایتان را در آن می گذاشتید، حك شده بود. كش را كه به دور مچ دست یا ساق پایتان می انداختید، مطمئن بودید كه كلید را گم نخواهید كرد و بی لباس نخواهید ماند.

استاد معمارهای ایرانی، حمام های قدیمی را اكثرا پایین تر از سطح زمین می ساختند. برای این كارشان هم ۲ دلیل داشتند؛ یكی اینكه گرما و حرارت حمام به راحتی از راه دیوارها منتقل نشود و دوم اینكه دسترسی به آب قنات در سطحی پایین تر از سطح زمین راحت تر بود.

یك فضای گنبدی شكل نیمه تاریك پر از بخار به علاوه داستانی كه توی آن، اولین حمام را جن ها برای حضرت سلیمان می سازند، زهره خیلی ها را آب می كرد و خیلی ها بودند كه از ترس اجنه پا به حمام نمی گذاشتند. نمونه اش همین مظفرالدین شاه، پنجمین شاه قدر قدرت قاجار خودمان كه هر وقت هوس حمام رفتن و آب تنی به سرش می زد، امیر بهادر وزیر جنگش را به حمام می فرستاد تا آنجا را از وجود اجنه پاك كند.

این دایره پر از نور و ترنج تزئینی دورش در بیشتر قسمت های حمام تكرار شده تا روشنایی و نور حمام را تامین كند. وقتی توی قرن دهم – یازدهم زندگی كنی و هنوز برق اختراع نشده باشد و از طرفی توی یك فضای مرطوب مثل حمام نتوانی از فانوس استفاده كنی، روشنایی بنایت تنها از همین نورگیرها به دست می آید. حمام ها از پیش از اذان باز می شدند تا دم دم های غروب كه می شد از روشنایی خورشید استفاده كرد. البته نور خورشید باعث ضدعفونی كردن فضای حمام هم می شده.

این فضای ترسناك و رمزآلود، نه زندان سلیمان است و نه دخمه شاپور. آن وقت ها كه خبری از استخر نبود، بعضی از حمام ها، كنار گرمخانه شان یك خزینه آب سرد بزرگ و عمیق داشتند به اسم «چاله حوض». این چاله حوض ها، مثل همین چاله حوض حمام شاهزاده اصفهان، وقتی پر از آب می شدند، جان می دادند برای شنا و آب تنی.

فضاهای خوش فرمی كه توی عكس دور تا دور حوض می بینید، یك جور جاكفشی هستند؛ جاكفشی های زیبایی كه موقع بالا رفتن از سكوهای سربینه، باید كفش هایتان را جفت می كردید و می گذاشتید آنجا. حوض ها هم مثل همه اجزای حمام، حساب و كتاب داشتند. حوض حمام باید حداقل به اندازه حجم آب كر جا می گرفت تا آب داخل آن حتما از نظر شرعی پاك باشد.

آهكی كه با شیره خرما و انگور قاتی شده به این راحتی ها سفت نمی شود. معمار خوش سلیقه حمام سلطان میراحمد كاشان این خصوصیت آهك و سربینه و گرمخانه حمام را پر از ساقه ها، گیاهان مارپیچ و حیوانات آهكی كرده. ملات آهك یا همان ساروج، بهترین و مقاوم ترین مصالح برای روكش كردن دیوار ها و سطوح جاهای مرطوبی مثل حمام بود.

حتی اگر لای آن ۲ لنگه در چوبی باز بود، باز هم نمی توانستید حدس بزنید آن پشت چه خبر است. وقتی سر در حمام های قدیمی با مجموعه زیبای پشتشان مقایسه می شوند، كوچك و جمع وجور به نظر می رسند. پشت این سردر یك هشتی قرار دارد، از آنجا هم یك راهرو پیچ و خم دار تا سربینه راه است. راهروی پیچ و خم دار نمی گذارد داخل حمام از بیرون دیده شود و از خارج شدن هوای گرم هم جلوگیری می كند.

اینجا سقف حمام است. اینها همان نورگیرهایی هستند كه روشنایی حمام را تأمین می كنند. بعضی از این گنبدهای پر از شیشه كه به آنها «جام خانه» می گویند، طوری ساخته می شدند كه قابل جابه جا شدن باشند. تا وقتی گرمای حمام بیش از حد تحمل شد، آنها را كنار بكشند و با تخلیه بخار و گرما دمای حمام تنظیم شود.

آن قدیم ها كمتر پیش می آمد كه كسی به خاطر حمام رفتن و هوا به هوا شدن سرما بخورد؛ فضای پر از تزئینات سربینه دمایی نزدیك به بیرون حمام داشت و باعث می شد تا شما هنگام خارج شدن از حمام، با تغییر دمای ناگهانی روبه رو نشوید و سرما نخورید. سربینه، محل به نمایش گذاشتن هنر معمار حمام بود. آنها زیباترین و پرزحمت ترین تزئینات را در سربینه به كار می بردند. در واقع اینجا یك رختكن مجلل بوده.

با همان لنگ دور كمر می شد از یكی، دو پلهٔ سكوهای سنگی بالا بروی یك گوشه لم بدهی و در حالی كه روبه رویت در وسط حوض آب، فواره بالا می رود با فالوده، چای و قلیان از خودت پذیرایی كنی. نه اینجا قهوه خانه نیست؛ اینجا سربینه حمام است. سربینه یا به عبارتی بینه، مهم ترین قسمت حمام و در مسیر ورود، اولین عضو اصلی است كه در اصل رختكن حمام بوده، اما نمی دانم چرا این آقایان دارند اینجا خودشان را می شویند.

اینجا سربینه كوچك حمام سلطان میراحمد است اما توی یك حمام بزرگ و مفصل چه احتیاجی به حمام كوچك بوده؟ این حمام با یك ورودی جدا و مستقل از ورودی اصلی، مخصوص استفاده خانم ها بود. بعضی وقت ها هم اقلیت های مذهبی از این جور جاها استفاده می كردند و بعضی از این حمام ها كوچك، با تزئینات مجلل و در قرق از ما بهتران بود.

این كانال های باریك زیرزمینی، اسمشان به این خاطر گربه رو است كه به اندازه یك گربه عرض دارند وگرنه هیچ ربطی به گربه یا هر جك و جانور دیگری ندارند. وقتی آتشدان حمام روشن می شد گربه روها كه از محل گرم كردن آب حمام (تون) شروع می شدند و تمام كف حمام را طی می كردند، پر از دود و هوای گرم می شدند. به این روش، حمام گرم می شد. از طرفی، چون این كانال ها بین كف حمام و زمین فاصله می انداختند، نمی گذاشتند نم به دیوارهای حمام نفوذ كند.

دیگ بخار